دیوید هاکنی؛ راوی نور، رنگ و ملالِ شیرین روزمرگی
دیوید هاکنی یکی از تاثیرگذارترین، نوآورترین و محبوبترین نقاشان پس از جنگ جهانی دوم در بریتانیا و جهان به شمار میرفت. او که از پیشگامان جنبش «پاپ آرت» در دهه ۱۹۶۰ میلادی بود، توانست با پیوند زدن تکنیکهای سنتی نقاشی به مضامین مدرن و ابزارهای دیجیتال، جانی تازه به
هنر معاصر ببخشد. هاکنی بیش از هر چیز به خاطر بازنمایی درخشان نور کالیفرنیا، استخرهای شنای نمادین، پرترههای دونفره بزرگمقیاس و مناظر پویای زادگاهش در یورکشایر شهرت دارد. نگاه او به جهان، نگاهی آمیخته با کنجکاوی بیپایان و کشف زیبایی در سادهترین جزئیات زندگی روزمره بود.
آنچه هاکنی را از سایر همدورهایهایش در جنبش پاپ آرت (مانند اندی وارهول) متمایز میکرد، دوری او از نقد عریان مصرفگرایی و در عوض، تمرکز بر روابط انسانی، صمیمیت و ادراک بینایی بود. او هنرمندی تجربهگرا بود که هیچگاه خود را به یک رسانه خاص محدود نکرد؛ از طراحی صحنه برای اپراهای بزرگ دنیا و فتوکولاژهای پیچیده با دوربین پولاروید در دهه ۱۹۸۰ گرفته تا خلق نقاشیهای شگفتانگیز با آیپد (iPad) در سالهای پایانی عمرش، هاکنی همواره نشان داد که تکنولوژی جدید نه تهدیدی برای هنر، بلکه ابزاری برای گسترش مرزهای دیدن است.
غروب پادشاه پاپآرت بریتانیا
دنیای هنر معاصر یکی از پرشورترین، رنگینترین و خلاقترین چهرههای خود را از دست داد. دیوید هاکنی، نقاش افسانهای بریتانیایی که با پرترههای زنده، خطوط پویا و تصویرگریهای آفتابیاش از ملال و زیبایی زندگی روزمره شناخته میشد، در سن ۸۸ سالگی و در آستانه ورود به نودمین سال زندگیاش، در
آرامش خانهاش دار فانی را وداع گفت. این خبر ناگوار توسط اریکا بولتون، مدیر روابط عمومی و همراه دیرینهاش، رسماً اعلام شد.
از مهزدگی لندن تا درخشش آفتاب لوسآنجلس
هاکنی در سال ۱۹۳۷ در شهر صنعتی بردفورد بریتانیا چشم به جهان گشود. نبوغ او از همان دوران تحصیل در مدرسه هنر محلی و سپس کالج سلطنتی هنر لندن (RCA) آشکار شد. او که تشنه نور، فضا و آزادی بود، در دهه ۱۹۶۰ به لسآنجلس مهاجرت کرد؛ شهری که به منبع الهام بزرگ او تبدیل شد. تضاد میان بریتانیای خاکستری و کالیفرنیای پر از آفتاب، استخرهای آبیرنگ و نخلهای بلند، سبک منحصربهفرد هاکنی را شکل داد. مجموعه نقاشیهای «استخر» او، از جمله اثر شاهکار «یک شلپ بزرگ» (A Bigger Splash)، با ثبت لحظهای منجمدشده از حرکت آب، به نمادهای جاودانه هنر مدرن تبدیل شدند.
فراتر از پاپآرت؛ بازگشت به صمیمیت و واقعگرایی
گرچه هاکنی را در کنار هنرمندانی چون اندی وارهول از ستونهای جنبش پاپآرت میدانند، اما نگاه او عمیقاً شخصیتر و واقعگرایانهتر بود. او به جای پرداختن به کالاهای مصرفی و
فرهنگ توده، بومهای خود را با تصاویر دوستان، معشوقها، طبیعت بیجان و حتی سگهای داشهوند محبوبش (استنلی و بوجی) پر کرد. پرترههای دونفره بزرگ او، مانند نقاشی معروف «آقا و خانم کلارک و پرسی»، روابط پیچیده انسانی و نورگیرهای آپارتمانهای مدرن را با دقتی روانشناختی به تصویر کشیدند.
رکوردشکنی در حراجیها و بیاعتنایی به مادیات
در سالهای اخیر، بازار هنر استقبال خیرهکنندهای از آثار هاکنی داشت. در سال ۲۰۱۸، تابلو معروف او با عنوان «پرتره یک
هنرمند (استخر با دو فیگور)» در حراجی کریستیز به قیمت تاریخساز ۹۰.۳ میلیون دلار فروخته شد و برای مدتی، رکورد گرانترین اثر فروختهشده از یک هنرمند زنده را از آن خود کرد. پس از آن نیز آثاری چون «هنری گلدزهاهر و کریستوفر اسکات» و «نیکولز کنیون» با قیمتهای نجومی نزدیک به ۵۰ و ۴۱ میلیون دلار چکش خوردند. با این حال، خود هاکنی هرگز شیفته جنبههای تجاری هنر نشد؛ او زمانی که در سال ۱۹۷۲ یکی از مشهورترین نقاشیهای استخرش را فروخت، تنها ۱۸ هزار دلار دریافت کرد و بخش عمده آثارش را برای مدیریت بهتر، در بنیاد شخصیاش حفظ نمود.
پیرمردی با روحیه یک جوان ۳۰ ساله و قلمروی دیجیتال
هاکنی تا آخرین روزهای عمرش دست از خلق کردن برنداشت و روزانه چندین ساعت به کار مشغول بود. او در سال ۲۰۱۷ گفته بود: «وقتی در استودیو نقاشی میکشم، احساس میکنم یک جوان ۳۰ سالهام.» این روحیه تجربهگرا سبب شد که او در سنین کهنسالی به سراغ تکنولوژی برود و با استفاده از آیپد، آثار دیجیتال شگفتانگیزی خلق کند. در دوران قرنطینه کرونا، او در حومه نرماندی فرانسه گوشهنشینی گزید و از شکوفههای بهاری و تغییر فصول، نقاشیهای دیجیتالی خلق کرد که بعدها در آکادمی سلطنتی لندن به نمایش درآمدند و به جامعه بحرانزده آن روزها، پیام امید و زنده بودن طبیعت را تزریق کردند.
میراث مردی با عینک بزرگ و دمپاییهای زرد
هاکنی با موهای روشن، عینکهای قاببزرگ مشخص و سیگاری که اغلب بر لب داشت، خود یک اثر هنری متحرک بود. او گرچه عناوین رسمی پادشاهی مانند لقب شوالیه (Sir) را رد کرد، اما در سال ۲۰۱۲ به عضویت «نشان افتخار» ملکه الیزابت دوم درآمد؛ هرچند اصالت و روحیه سرکش خود را حفظ کرد و در یکی از مراسمهای رسمی کاخ باکینگهام با دمپاییهای زرد رنگ پلاستیکی (کروکس) حاضر شد.
الکس فارکارسون، مدیر گالری تیت بریتانیا، در ستایش او گفت: «هاکنی هنرمندی بینهایت خلاق بود که به ما لذت دیدن و توجه به چیزهایی را آموخت که دیگران به راحتی از کنارشان میگذشتند.»
میراث دیوید هاکنی برای جهان، فراتر از بومهای چند ده میلیون دلاری، نگاهی سرشار از شوخطبعی، سخاوت، کنجکاوی مهارناپذیر و همان جمله معروفی است که امضای زندگیاش بود: «زندگی را دوست داشته باش.»
منبع: atolieh.com