نگاه هنرمندانه به سوژه های عکاسی

نگاه هنرمندانه به سوژه های عکاسی آتلیه دات کام: بدون شک دوربین ابزاری است که برای ثبت به موقع لحظه ها و خاطره ها برای آیندگان استفاده می شود. با این وجود، پتانسیل آن بیش از این حرفهاست. اگر مجموعه ای از پلاستیک، فلز و قطعات کوچک الکترونیکی که در دست دارید را مثل یک قلم مو فرض کنید و دنیای اطرافتان را مثل یک نقاشی، امکانات بی شماری انتظار شما را می کشد. در این مطلب، نکاتی برای آموختن نگاهی هنرمندانه و عکاسانه را با شما عزیزان به اشتراک خواهیم گذاشت.


به اشیای معمولی به شیوه جدید نگاه کنید
 
یک راه برای تحقق این امر این است که از دوربین به عنوان ابزاری برای تبدیل جنبه های عادی و دنیوی زندگی به چیزی خارق العاده و منحصر بفرد استفاده کنید. مثلا، وقتی خودروتان را برای شستشو به کارواش می برید، زمانیکه نشستید تا ماشین ها کار شستشوی قسمت خارجی خودرو را انجام دهند، چه کار می کنید؟ صبورانه می نشینید و منتظر می مانید؟ اگر دوربینتان را همراه دارید، چرا آن چند دقیقه را به فرصتی برای نگاه کردن از پنجره آن و دیدن رنگ ها و شکل هایی که نور، آب، صابون و واکس در مراحل مختلف ایجاد می کنند، تبدیل نکنید.
 
 
وقتی انتزاع و خیال را در نظر بگیرید، دنیایی از احتمالات وجود دارد، ولی گاهی یک صحنه خودش را طوری به تصویر می کشد که به سادگی شما را از حرکت باز می دارد. سوژه و پس زمینه اش طوری قرار گرفته اند که فقط کافیست از منظره یاب دوربین نگاه کنید و دکمه شاتر را فشار دهید.
 
 
سرعتتان را کم و دقت کنید
 
قطعا اگر روزتان را با عجله شروع می کنید، دائم این طرف و آن طرف می روید و طوری روی کاری که در دست دارید تمرکز می کنید که نسبت به اطرافتان بی توجه هستید، شانس شما برای درک زیبایی اطرافتان خیلی کاهش می یابد. اینجا یک لیست- البته نه خیلی جامع و کامل- از ایده ها و مثال هایی است که برای هدایت ماجراجویی های عکاسی به شما کمک می کند:
 
 
  • سرعتتان را کم کنید- وقتی سراسیمه هستید، شانس کم تری برای متوجه شدن جزئیات جالب اطرافتان دارید.
  • دنبال جورسازی چیزهای مختلف باشید، مثلا حرکت آب در برابر استواری صخره.
  • دنبال خطوط و شکل ها باشید – مثلا روی ریل قطار بایستید (اول ایمنی و همواره از قوانین پیروی کنید و اجازه بگیرید)، و همانطور که خطوط ریل در افق به یکدیگر نزدیک می شوند از آنها عکس بگیرید.
  • به تمام جهات نگاه کنید- اگر برای قدم زدن روی مسیری راه می روید، بعد از هر قدم کمی بایستید و به پشت سر نگاه کنید که چه مسیری را طی کرده اید، به پایین نگاه کنید که روی چه چیزی راه می روید، یا به آسمان نگاه کنید.
  • از موارد متداول به شکلی غیر متداول عکس بگیرید- سعی کنید از جریان آبی که روی بادکنک باد شده می ریزد عکس بگیرید.
  • از یک سوژه در فصل ها و با نورهای متفاوت عکس بگیرید- اگر درخت موردعلاقه ای دارید، از آن در زمان های مختلف روز یا فصل با پرسپکتیو یکسان عکس بگیرید.
  • دنبال چیزهایی بگردید که نباید جایی باشند ولی هستند- مثلا برگی که در میانه ی زمستان مسیرش را از میان برف ها باز می کند.
  • هم از تک عکس ها و هم از مجموعه عکس ها برای گفتن داستان استفاده کنید- مسیرهای اسکی روی برف که به سمت کوهستان به طرف بالا پیش می روند.
 
بیشتر و بیشتر تمرین کنید
 
با گذشت زمان و تمرین بیشتر، قطعا سبک عکاسی خودتان را توسعه خواهید داد و متوجه می شوید چه چیزی شما را جذب می کند. اول کار، شاید وسوسه شوید چندین نوردهی انجام دهید که خیلی هم خوب است. وقتی بعداً به عکس ها نگاه می کنید تعداد زیادی عکس برای مقایسه با یکدیگر دارید. این تمرین عملی برای کشف چیزهایی که دوست دارید و ندارید، راهی فوق العاده برای یادگیری است. تکنیک های مختلف را روی یک صحنه یکسان امتحان کنید و بعد نتایج را با هم مقایسه کنید.
 
 
با تمرین می توانید یک صحنه را در نظر بگیرید و یاد بگیرید چه چیزهایی به شما می گوید، حتی قبل از اینکه تنها یک عکس بگیرید. سپس، از دانشی که کسب کرده اید استفاده کنید تا تعداد کم تری عکس بگیرید، تا سرانجام بتوانید به عکسی برسید که انتظارتان را برآورده می کند.
 
 
آیا فقط عکس می گیرید یا تصویر می سازید؟
 
در آخر، دو واژه «گرفتن» و «ساختن» را در نظر بگیرید. یکی سرقت و ربودن را بیان می کند (گرفتن) و دیگری تفکر و خلق کردن را (ساختن). احتمالا این تنها یک مساله فرعی باشد، ولی وقتی در مورد سبک عکاسی تان صحبت می کنید، روش خود را چگونه توصیف می کنید؟ آیا فقط عکس میگیرید یا آنرا می سازید و خلق می کنید؟
 
 
سرانجام، عکاسی درباره نحوه ی پاسخ به یک صحنه است، پس شما با این ایده که قرار است سازنده ی تصاویر باشید، موقعیت بهتری دارید تا احساساتتان را به شکلی خلاقانه ابراز کنید. برای مثال، عکس زیر از یک توده برف را ببینید.
 
 
یک روز خیلی سرد روی تپه اسکی بود که من در یک مسیر اسکی توقف کردم تا توده برف سمت چپم را ببینم. نور خورشید در مسیری روشن به برف می تابید و بعد از نیم ساعت یا بیشتر، من یک عالمه عکس گرفته بودم. این مورد خاص متمایز از بقیه است چون جزئیات قابل رؤیتی از دانه های برف را نشان می دهد. این تصدیقی است برای قدرت چیزی به این کوچکی و ظریفی، که اگر خودش و بیلیون ها دوستش وجود نداشتند، تپه ای برای اسکی هم وجود نداشت.
 
 
وقت آن رسیده که اینها را به کار ببندید و شروع به عکاسی کنید
 
وقت تکلیف است. مأموریت شما، که بهتر است آن را بپذیرید، این است که بیرون بروید، عکاسی کنید و لذت ببرید.
 
 

 

1395/08/20
18:59:36
5.0 / 5
2758
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
جمع 2 و 2 ؟