پنجشنبه های مستند در مهر؛

عکاسی که جنازه های متلاشی را در خواب دید

عکاسی که جنازه های متلاشی را در خواب دید آتلیه دات کام: جمشید رئوفی کارگردان مستند عکاسی جنایی درباره مشاهدات و تجربیات خود از پروسه ساخت این فیلم پژوهشی درباره تاریخچه عکاسی از صحنه های جرم و جنایت، به ارائه توضیحاتی پرداخت.



جمشید رئوفی کارگردان مستند «عکاسی جنایی» همزمان با پخش تلویزیونی این مستند، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره آن توضیح داد: این مستند درباره تاریخچه عکاسی جنایی، عکاسی صحنه جرم و عکاسی از زندانیان است. در این سه محور با به مرور تاریخچه عکاسی پرداخته و روایت خویش را هم از زمان قاجار شروع کرده ایم که تقریباً همزمان با ورود عکاسی به ایران است. حدود یک سال پس از ورود عکاسی به ایران، عکاسی از زندانیان شروع می شود و پس از چندین سال، عکاسی از صحنه جرم هم با ورود مستشاران سوئدی که جهت راه اندازی مرکز تأمینات آن زمان که اداره آگاهی امروز می شود، به ایران آمده بودند، شروع می شود. این روند تاریخی را تا به امروز بررسی نموده ایم و سراغ عکاسانی رفته ایم که یا امروز یا در گذشته در بخش جنایی اداره آگاهی کار کرده و یا همچنان مشغول به کار هستند. در بخشی از مستند هم به بازتاب این تصاویر جنایی در مطبوعات ایران پرداخته ایم.
وی افزود: نزدیک به سه سال روی مبحث این مستند تحقیق کردم. از آنجاییکه منابع آرشیوی، تصویری و حتی مکتوب در این مورد بسیار محدود است، پیگیری های بسیاری انجام دادم تا از منابع و افراد مختلف بتوانم اطلاعات لازم را گردآوری کنم. تحقیق و پژوهش این اثر تا قبل از تولید نزدیک به دو سال طول کشید و پس از آن با همکاری شبکه مستند تلویزیون و موسسه ناجی هنر وارد مرحله تولید شدیم که دو سال هم برای تولید آن وقت گذاشتیم. سعی کردیم اثر جامعی در این مورد بسازیم که همه جوانب امر در آن مستندسازی شود. طبیعتاً در این راه موانعی هم داشتیم.
کارگردان مستند «عکاسی جنایی» درباره گردآوری آرشیو تصویری مورد استفاده در این مستند توضیح داد: برخی از این عکس ها را از راه منابع کتابخانه ای مانند کتابخانه مجلس و یا کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد به دست آوردم. بخشی از آنها را هم در کتابخانه ملی پیدا کردیم و به تعبیری یک به یک آنها را در لابه لای کتاب های قدیمی جستجو کردم. بعضی از آنها را هم از راه فضای مجازی پیدا کردیم.
عکس های ارزشمندی که هنوز طبقه بندی محرمانه دارند
وی تاکید کرد: بعنوان مستندساز به واقع احتیاج به دسترسی بیشتری به منابع تصویری داریم. ما یک منبع جامع و کامل در مرکز پلیس آگاهی تهران داریم که سرشار از تصاویر قدیمی و جدید در حوزه جنایی است اما متأسفانه ما اجازه پیدا نکردیم حتی یک فریم از این عکس ها را استفاده کنیم! از نظر مسؤلان این بخش، بعضی از این تصاویر حریم شخصی افراد به حساب می آید و بخش عمده ای از آن هنوز از طبقه بندی محرمانه هم خارج نشده است. منابع آرشیوی اما باید در دسترس مستندسازان و پژوهشگران قرار بگیرد. بالاخره بخشی از این آرشیو در ارتباط با مجرمانی است که دیگر در قید حیات نیستند و آرشیو در رابطه با این مجرمان می تواند از طبقه بندی محرمانه بیرون برود. قانون سفت و سخت و برخی موانع اداری سبب می شود که یک کارمند مانع از دسترسی ما به این تصاویر شود.
رئوفی افزود: ما حتی با وجود این که مجوز ناجی هنر را برای فیلم خود داشتیم که خودشان زیرمجموعه نیروی انتظامی محسوب می شوند، بازهم برای تصویربرداری از بخش هایی از اداره آگاهی با مشکل مواجه شدیم و سرآخر هم متأسفانه غیر از بخش های محدودی که توانستیم تصویربرداری نماییم، اجازه این کار را به ما ندادند. امکان تصویربرداری از لابراتوار عکاسی جنایی و یا جرم شناسی را پیدا نکردیم! موانع و ملاحظات دست و پاگیر در این موارد هم به صورت سلیقه ای در راه ما قرار می گرفت. تغییر مدیریت ها هم سبب تغییر رفتارهای سلیقه ای می شود. من برای فیلم در دوره یک مدیر قرارداد می بندم اما وقتی مدیر تغییر می کند، از آنجاییکه کارها سلیقه ای پیش می رود به ناگهان از کار اوت می شوم و می گویند اصلاً چه کسی گفته چنین فیلمی ساخته شود!؟
این مستندساز درباره دیگر موانع پیش روی خود در راه ساخت این مستند هم اظهار داشت: پیدا کردن و دسترسی به افرادی که به عکاسی جنایی مرتبط بودند، یکی از این سختی ها بود. برخی از این افراد دیگر در اداره آگاهی حضور نداشتند و بازنشسته شده بودند. این افراد عکاسانی هستند که به صورت اختصاصی در حوزه عکاسی از صحنه جرم فعالیت می نمایند و برای این مقوله آموزش هایی را هم می بینند. هر عکاسی نمی تواند در این حوزه ورود کند و احتیاج به آموزش های خاص دارد. از آنجاییکه در بعضی صحنه های جرم احتیاج به مواجهه با اجساد قربانیان است، عکاسی در این عرصه احتیاج به روحیات خاص خویش را هم دارد تا فرد بتواند با این شرایط کنار بیاید و آزار نبیند.
وی اضافه کرد: ما در این مستند اشاره کرده ایم که بعضی از این افراد مثلا برای ۳۰ سال در این عرصه کار کرده و با صحنه های مختلف جنایی هم رو به رو شده اند اما روحیه شان بگونه ای بوده که توانسته اند به این کار ادامه دهند. این افراد روحیه لطیفی نداشتند که به واسطه این مشاهدات صدمه ببیند. شاید من و شما در همان هفته های اول از این کار آزار ببینیم و نتوانیم آنرا ادامه دهیم.
طبق قانون نتوانستیم در صحنه هایی جنایی حاضر شویم
این مستندساز درباره امکان همراهی با عکاسان جنایی در طول ساخت این مستند هم اظهار داشت: متأسفانه این امکان را هم پیدا نکردیم. به رغم اصرارهای چندین و چندباره ای که داشتیم، به علت موانع اداری تنها یک مرتبه امکان همراهی پیدا کردیم که آن هم در ارتباط با یکی از بازسازی های خودمان بود. یعنی تنها توانستیم صحنه های مربوطه را بازسازی نماییم و اجازه این که بتوانیم به صورت مستقیم سرصحنه جرم حاضر شویم را پیدا نکردیم. مطابق قانون قاضی، بازجو و یا کارآگاه اجازه همراه بردن هیچ عکاس و فیلمبرداری به صحنه جرم را ندارد.
وی با تاکید بر این که در حوزه عکاسی جنایی در ایران هیچ عکاس زنی نداریم، بیان نمود: احتمالا این مساله به همان بحث روحیه برای حضور در این شغل و سختی هایی که این کار دارد مربوط می شود. در ایران هنوز عکاس زن در این عرصه نداریم چون که بالاخره کار کردن در حوزه عکاسی جنایی مدام با قتل و خون و دار زدن و مسائلی از این دست ارتباط دارد و دشوار می باشد.
رئوفی افزود: ما در اداره آگاهی قسمتی را داریم به نام اداره کل صحنه جرم که مسئول آن، بخشی را برای تحقیق و پژوهش و انتشار کتاب هایی در ارتباط با اتفاقات جنایی راه اندازی کرده است. عکس ها و مقالات در رابطه با مسائل جنایی در این بخش گردآوری می شود و انتشارات آن هم بسیار مفید و موثر است. این انتشارات در فرایند ساخت این مستند بسیار به ما کمک کرد. حتی در همین بخش جشنواره ای تا چند سال پیش برگزار می شد که تصاویر کل کشور از صحنه های جرم در آن جمع آوری شده و مورد داوری قرار می گرفت. هر سال برخی از افراد بعنوان برگزیدگان بهترین تصاویر جنایی در این رویداد معرفی می شدند. آقای دکتر بی ابایی مسئول این بخش، یکی از افرادی است که در زمینه پژوهش در این عرصه بسیار موثر است.
این مستندساز درباره دسترسی به موقعیت عکاسی صحنه های جرم در ارتباط با گذشته های دورتر هم اظهار داشت: بعضی از اماکن تغییر کرده است و مثل صحنه قتلی در بازار تهران بود که تصمیم گرفتیم جهت بررسی سراغ آن برویم اما مکانی که قبلاً رستوران بود، تبدیل به یک فروشگاه شده بود. مکان قبلی به صورت کامل تخریب شده و محیط اطراف کاملاً تغییر کرده بود. درباره اماکن دیگر هم به علت همین تغییرات امکان دسترسی به همان موقعیت ها وجود داشت و تنها خاطرات و احساسات افراد باقی مانده که سعی کردیم از زبان راویان آنها را ثبت نماییم.
مواجهه با جسد مقتولی که با کلنگ کشته شد!
رئوفی درباره عجیب ترین روایت هایی که از عکاسان جنایی شنیده است، توضیح داد: یکی از این عکاسان می گفت حس و حال یک عکس می تواند به کاراگاهان کمک بسیاری کند. بعنوان مثال هم عکسی را به ما نشان داد که از جسد یک کارگر افغانی گرفته شده بود که پیشتر با دوستش در یک اتاق زندگی می کردند. دوستش موقع خواب، با کلنگ او را کشته بود. عکس آزاردهنده ای هم از این جنازه نشان مان داد و گفت همین عکس نشان داده است که آن دوست هم اتاقی با چه نفرتی این فرد را به قتل رسانده است.
وی افزود: یکی دیگر از نکات درباره بعضی از عکس ها که در فیلم هم به نمونه هایی از آن اشاره شده در ارتباط با نوع گره زدن طناب دار است که بعضی از این گره ها راز قتل را فاش کرده است. نوع گره طناب دار در عکس نشان داده است که آیا گره توسط خود فرد زده شده یا دیگری طناب را گره زده، عکس جنایی، عکسی است که می گویند در نگاه اول می تواند تا ۸۰ درصد معمای یک قتل را افشا کند. اگر عکاس در همان مواجهه اول زوایای درستی را برای عکاسی انتخاب نماید، بسیاری از معماها حل می شود.
این مستندساز درباره پرداختن به عکاسی از اجرای حکم اعدام و قصاص هم اظهار نمود: این بخش ها در ارتباط با حوزه عکاسی مطبوعاتی و ژورنالیستی می شود که در مستند به این بخش هم پرداخته ایم، هرچند به علت این که این مستند قرار بود از تلویزیون پخش شود، ناگزیر عکس ها را حذف کردیم و کمتر به این حوزه پرداختیم. تصاویری که از مراسم اعدام گرفته می شود، یکی از زیرمجموعه های تصاویر جنایی به حساب می آید که بخش عمده آن کارکرد اطلاع رسانی برای مطبوعات و رسانه ها را دارد.
وی درباره تجربه های فردی عکاسان جنایی از اشتغال در این عرصه هم اظهار داشت: یکی از این عکاسان می گفت در اوایل کارم خیلی تحت تاثیر این صحنه ها قرار می گرفتم اما یک مرتبه در دهه ۶۰ سراغ عکاسی از صحنه جرمی رفتم که اجساد در آن آنقدر مانده بودند که به سادگی از هم فرومی پاشیدند. او می گفت وقتی از عکاسی این صحنه به خانه برگشتم برای خرید بیرون رفتم و در صف مرغ برای دقایقی خوابم برد، در خواب احساس می کردم در بین همان اجساد هستم و جسدها را درحال فروپاشی می دیدم. اساسا این افراد درگیر چنین ماجراها و احوالاتی می شوند اما آرام آرام باید روحیه خویش را تقویت نمایند.
این مستندساز در انتها تاکید کرد: درباره سوژه هایی از این دست فیلمهای مستند بسیاری باید ساخته شود. خود من چند طرح آماده در این حوزه دارم. از مراکزی که متولی مستندسازی در کشور می باشند، مانند مرکز گسترش، خانه مستند و یا شبکه های مختلف تلویزیون می خواهم که به شکل خاص تری به موضوع هایی از این دست ورود داشته باشند. این ها موضوع هایی است که در تاریخ ایران وجود داشته و بسیار هم جذاب است اما تا به امروز کمتر به آنها توجه شده است.


منبع:

1401/04/23
13:28:02
5.0 / ۵
280
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
جمع 2 و 2 ؟