موسیقی جدی و بحران سكوت-۲؛

پشت پرده کنسرتهای بی کیفیت پاپ چیست؟

پشت پرده کنسرتهای بی کیفیت پاپ چیست؟ یکی از کارشناسان و پژوهشگران برجسته موسیقی معتقد می باشد کرامت حقیقی موسیقی جدی در ایران به سبب نفوذ فزاینده تعدادی از تهیه کنندگان در زمینه مدیریت موسیقی کشور، خدشه دار شده است.



رضا مهدوی نوازنده و پژوهشگر موسیقی ایرانی که طی سالهای اخیر در مجموعه و برنامه های گوناگون رادیویی و تلویزیونی و همین طور تالیف آثار پژوهشی این حوزه حضور مستمری داشته در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن اشاره به شرایط فعلی توجه مخاطبان و مدیریت موسیقی کشور به کمیت و کیفیت اجرای زنده آثار موسیقایی که در زمینه موسیقی جدی قرار می گیرند، توضیح داد: با یک خاطره شروع کنم؛ مدتی پیش که یکی از مدیران محترم بواسطه یک برنامه تلویزیونی میهمان برنامه ام بود سئوالی را طرح کردم که چرا در وضعیت فعلی فرهنگ و هنر کشور تا این حد به حضور ستاره ها و به اصطلاح سلبریتی ها خارج از حد بها داده می شود!؟ پاسخ اظهار داشت: «مدیران بالادستی اصرار دارند از وجودشان به هر شکل استفاده کنید و تاکید دارند این هنرمندان موجب می شوند که شاهد حضور موثرتری از تماشاگران جهت شرکت در کارهای هنری و البته توانمندی کارهای خود باشیم.» البته بماند که پس از ضبط برنامه ایشان خواستند در تدوین برای پخش نهایی این جمله را حذف نماییم که به احترامشان حذف کردیم!
سال هاست مدیران بالادستی با یک چرتکه انداختن ساده می پرسند این تالار اجرای کنسرت در سال چقدر درآمد دارد و در هر پاسخی که می گیرند لبخندی زده و با تمسخر می گویند از پروسه خلق اثر تا همه تولید و در نهایت اجرا عدد ناچیزی است و باید به فکر درآمد سازی بیشتر و اصطلاحاً اقتصاد هنر باشید مهدوی اضافه کرد: همین موضوعی که به آن اشاره داشتم به خودی خود نشان دهنده رهاشدگی فرهنگ و هنری است که از نیمه های دهه هفتاد منجر به برخوردهای سلیقه ای در این عرصه شده و شالوده کار از منطق و درایت عبور کرده و سطحی نگری و مشتری مداری جایگزین آن شده است! این در حالیست که چنین رویکردهایی حتی در دهه شصت نیز وجود نداشت و اگر سختگیری در زمینه ممیزی اتفاق می افتاد نکات عقیدتی و تاکید روی اصالت ها بود. طبیعتاً با تغییر اجتناب ناپذیر جریان حاکم بر نظام رسانه ای تمام دنیا و ظهور و بروز انواع و اقسام ابزارهای رسانه ای در فضای مجازی شرایط کمی فرق کرده و مسئولان فرهنگی هنری را با پروسه جدیدی مواجه ساخته که نحوه مواجهه با آن دربرگیرنده نکات مهمی است. اگر بخواهیم این پروسه را در زمینه موسیقی بررسی نماییم می بینیم، در دوره ای جریان حاکم بر تولید، بازاریابی و فروش محصولات موسیقایی در خیابان لاله زار تهران متمرکز بود اما وقتی فضای مجازی گسترده تر شد، همین موسسات و شرکتها از لاله زار به دیگر مراکز شهر و شمال شهر نقل مکان کردند و شرایطی به وجود آمد که این موسسات تبدیل به مجموعه هایی شدند که مدیریت موسیقی بدون دخالت آنها دیگر نمی تواند تصمیم گیری مستقلی داشته باشد. ماجرا به قدری از حد مجاز مشاوره بالا رفت که مدیران موسیقی کشور عملاً خلع سلاح شدند، در صورتیکه اگر بخشنامه در دفتر موسیقی پیرامون نحوه ارزیابی کیفی و نظارت محتوایی وجود می داشت شاهد استمرار این پروسه غلط تا کنون نبودیم یا حداقل کمتر شاهد نابسامانی بودیم.
این نوازنده سنتور و ناشر موسیقی بیان کرد: متاسفانه طی سال ها همچنان شورای پژوهشی توانمندی در کنار دیگر شوراها وجود ندارد. شرایطی که منجر به استمرار سلیقه های مدیریتی شد و با تغییر دولت ها دائم به هم ریختن فضا را در پی دارد. متاسفانه اصل فرهنگ سلیقه دامنگیر شده و می توان گفت اغلب مدیرانی که در این چارچوب قرار گرفتند چون می دانستند در دوره کوتاهی مدیریت فرهنگی یا موسیقایی را تجربه می کنند بدین سبب سیاست های مدیریتی را به سمت وسویی می برند که عمدتا متمرکز بر پولسازی است. پولسازی که طبیعتاً در پروسه تولید آثار موسیقایی پاپ و تجاری متمرکز است که می تواند برای دولت ها در قالب عنوان «سایر منابع» درآمدزایی داشته باشد. اتفاقاً در این شرایط است که شاید تعدادی از نهادهای نظارتی و حاکمیتی به سبب همین ماجرای تزریق پول تصور کنند در این عرصه اتفاقات خوبی می افتد. سال هاست مدیران بالادستی با یک چرتکه انداختن ساده می پرسند این تالار اجرای کنسرت در سال چقدر درآمد دارد و در هر پاسخی که می گیرند لبخندی زده و با تمسخر می گویند از پروسه خلق اثر تا همه تولید و در نهایت اجرا عدد ناچیزی است و باید به فکر درآمد سازی بیشتر و اصطلاحاً اقتصاد هنر باشید …!؟

مهدوی اشاره کرد: اعتقاد دارم بحرانی که امروز در زمینه موسیقی جدی وجود دارد، فقدان نظارت کیفی است که سبب شده در یک پروسه معکوس موسیقی تجاری ۹۹ درصد از تولیدات و موسیقی جدی ۱ درصد از جریان کلی موسیقی را تشکیل بدهد. شرایطی که در خیلی از کشورهای صاحب موسیقی برعکس آن فرآیندی است که به آن اشاره کردم. این مساله بسیار خطرناکی است که امروزه تحصیلکرده ها و دغدغه مندان موسیقی کنار گذاشته شده اند و تبدیل به اقلیت های جامعه موسیقی… آنچنان که در همین چارچوب برخی ها با کمترین دانش موسیقایی جذب شرکتها و موسساتی شدند که حتی جدول جشنواره های رسمی کشور را دراختیار دارند و پُر می کنند.
مهدوی در بخش دیگری از صحبت های خود اظهار داشت: تجربه دو سال قبل حضور در کرونا نشان داده که کنسرتهای آنلاین و موارد مشابهش آن طور که باید مورد استقبال مخاطبان قرار نگرفته است، بدین سبب اگر بخواهیم مبنای برگزاری کنسرت ها در ژانرهایی غیر از موسیقی پاپ را در این چارچوب قرار دهیم، بطور قطع نگاه درستی نیست چونکه نمی تواند معیار درست و مناسبی برای ارزیابی اینگونه های موسیقایی در وضعیت فعلی باشد. اگر بدانیم که ریشه ها واصالت ها و باورها می تواند زیربنای مناسبی برای تولید موسیقی های تجاری باشد آن گاه شاید بتوان به ارتقا کیفی آثار موسیقایی نیز امیدوار بود. اما گویی اصل ماجرا به شکل دیگری است، و تعدادی از مدیران بخش خصوصی هستند که تبدیل به بازوهای پشت صحنه مدیران شده اند. تهیه کنندگانی که ساده ترین گزینه ها را در شعر و ترانه و موسیقی انتخاب می کنند و به سراغ پشتیبانی از موسیقی تفننی می روند که به اعتقاد من تماشاگرانش کمتر مخاطبان واقعی موسیقی اند، چون این تماشاگران به غیر از موارد استثنائی اغلب دنبال تفریح هستند که اگر بلیت هواپیما را هم چند برابر کنند حاضرند برای تفرّج خود پول های زیادی را پرداخت کنند و ککشان هم نگزد.
متاسفانه بخش اعظمی از جامعه هنری کشور و حتی مخاطبان موسیقی کنار گذاشته شده اند و این روند نگران کننده ای است که بیم آن می رود به زودی بسیاری از مردم حتی مولانا، حافظ، سعدی و فردوسی و دیگر شاعران را فراموش کنند مهدوی با اشاره به برگزاری بسیار بی کیفیت اغلب کنسرتهای موسیقی پاپ کشورمان اشاره کرد: متاسفانه بواسطه بی تدبیری تعدادی از مدیران فرهنگی جریان اصلی موسیقی کشور در دامن سرمایه دارانی افتاده که به آسانی مبلغ گزافی را صرف هزینه ها و پیش اجاره های بالای سالن های کنسرت می کنند و اجراهایی را هم به مخاطب ارائه می دهند که حتی در قالب تجاری خود نیز دربرگیرنده کیفیت های لازم نیست. گویا همدستی برخی سالن داران با شرکتها هر روز تنیده تر و قوی تر می شود و موسیقی را بیش از پیش یک هنر لوکس تفننی نگاه می کنند. چارچوبی که باعث شده خیلی از هنرمندان تلاشگر و اندیشمند موسیقی در کنج انزوا برای اندیشه های به حق خود موسیقی تولید کنند. موسیقی هایی که به سبب حاکمیت مطلق موسیقی تجاری در ایران شرایط مالی محکمی غیر از حمایت های دولتی برای برگزاری کنسرت ها ندارند. گویی همین موسیقی پاپ نه به مدلول مردم وار یا موسیقی تجاری در ایران تبدیل به موسیقی های تجملی شده اند که فقط پولدارها و یک طبق خاص اجازه استفاده از این کنسرت ها را داشته و سایر اقشار اجازه استفاده از این برنامه ها را ندارند. این نگاه کاملاً مغایر با اساس و شعارهای انقلاب اسلامی است.
این کارشناس و مدرس دانشگاه کشورمان اظهار داشت: متاسفانه بخش اعظمی از جامعه هنری کشور و حتی مخاطبان موسیقی کنار گذاشته شده اند و این روند نگران کننده ای است که بیم آن می رود به زودی بسیاری از مردم حتی مولانا، حافظ، سعدی و فردوسی و دیگر شاعران را فراموش کنند. حتی نگران فراموشی افشین یداللهی ها و قیصر امین پورها و شعرای معاصر هستم. نگران فراموشی نسلی هستم که برای زنده نگه داشتن موسیقی درست از جان مایه گذاشتند، اما امروز تعدادی از افرادی جانشین آثارشان شده اند که بی هیچ ملاحظه کرامت حقیقی موسیقی ایران را خدشه دار کرده اند. بدون تردید کسی منکر ارائه درست و اصولی موسیقی پاپ و موسیقی سرگرم کننده نیست اما نه این که این موسیقی تبدیل به جریان قالب موسیقی کشورمان شده باشد. جریانی که واقعاً سطح موسیقی ایران را پایین آورده و لازم است وزارت ارشاد و صداوسیما و دیگر نهادهای مرتبط برای جلوگیری از یک بحران جدی در زمینه موسیقی اقدامات مهمی را انجام دهد تا شرایط برای اجرای دیگر آثار موسیقایی نیز برقرار شود. به راستی چرا فرهنگسراها که جای امن و مطمینی برای اهالی موسیقی در سطوح مختلف بود چند سالی با تغییر مدیریت های زیاد سالن هایش پُر از خالی است!؟ به اعتقاد من بنظر می رسد متولیان امر برایشان مهم نیست هنر و موسیقی ناب و پاکیزه در اولویت است و نباید همچون زبان پارسی که همه جوره کمتر توجهی و تهاجم داخلی و خارجی می شود رهایش کرد.

1401/01/29
20:48:08
5.0 / 5
177
تگهای خبر: آنلاین , اجاره , جشن , جشنواره
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
جمع 2 و 2 ؟