از ساز تا استارتاپ؛

گفت و گو با خالق استارتاپ هنری كه در جنوب ایران شهره شده است!

گفت و گو با خالق استارتاپ هنری كه در جنوب ایران شهره شده است! بوشهر در دنیای امروز که همه چیز تحت تأثیر فناوری ها و توسعه ی کسب و کارهای اینترنتی است، حتی هنر و فرهنگ نیز از این رشد تعجب آور بی نصیب نیست. استارتاپ ها یا کسب و کارهای نوپایی که اغلب مبتنی بر اینترنت هستند، چند سالی است در کشور ما هم جایی برای خود باز کرده اند.


از تاکسی های آنلاین تا فروشگاه های اینترنتی و از عطاری و ادویه جات تا نیازمندی های روزانه همه را در گوشیهای هوشمندمان داریم. این آنلاین شدن همه چیز کم کم به دنیای هنر هم کشیده است، امروز و خصوصاً در همه گیری کرونا هنر و بخش های مختلف هنری هم راه آنلاین شدن و کسب درآمد از استارتاپ ها را در پیش گرفته اند.
به گزارش آتلیه دات کام به نقل از ایسنا، «سبحان حیدری» هنرمند و نوازنده ی اهل برازجان سال هاست در کنار نواختن هارمونیکا، هنرجویان بسیاری را نیز تربیت کرده است. او که صاحب یکی از کسب و کارهای هنری است در گفت و گو با خبرنگار ایسنا از موسیقی، ساز و استارتاپ گفته است. با ایسنا همراه باشید...
*در حوزه کسب و کارهای اینترنتی کمتر شاهد استارتاپ های هنری هستیم، ایده اولیه استارت آپ شما از کجا آمد؟
دلیل اینکه چرا تعداد استارتاپ های هنری کمتر است می تواند تخصصی بودن این حوزه باشد، اینطور نیست که استارتاپ هنری مثل اَپلیکیشن های خرید کاربری عمومی پیدا کند. مخاطب استارتاپ هنری خاص است و هر قسمتی از آن نیاز به تخصص و سال ها تجربه دارد بنا بر این استارت آپ های هنری کمترند.
از مدت ها پیش من این ایده را داشتم، حدود ده سال پیش من یک فلوت هایی را در خانه می ساختم که از قضا ساز خوبی هم از آب در نیامد اما کم کم کارم شکل گرفت تا اینکه کارهای هنریم پیشرفت کرد و در کنار آن تولید محتوا کردم و کتاب نوشتم و بسته های آموزشی طراحی کردم. در این دوره تصمیم گرفتیم یک سایت ایجاد نماییم و روز به روز پیشرفت کرد و رسید به کارگاه و بقیه چیزها...
*شما پیش از شکل گیری ماهور در زمینه هنری چه کاری می کردید یا اینکه چرا به این فکر افتادید که کارتان را اینترنتی کنید؟
قبل از آنکه گروه هنری ماهور شکل بگیرد من فعالیت هنری داشتم، در حقیقت ماهور آخرین فعالیت جدی بوده من است. قبل از این از سال ۸۴ فعالیت موسیقیایی داشتم، جشنواره ها و کنسرت ها بود و در کنارش تولید محتوا و تالیف کتاب و بسته آموزشی که شکل گرفت. مدتی بعد روی فروش اینترنتی کارهای تولیدی متمرکز شدیم.
بعد از اینکه سایت بوجود آمد، ابتدا کار ما تنها فروش محصولات مربوط به ساز دهنی بود، به مرور زمان تغییراتی انجام شد و رو به جلو رفت.
*چالش های راه اندازی داخل ایران چیست؟ چه مشکلاتی بر سر راه ارائه دهندگان محصولات اینترنتی است؟
خب این خیلی سوال کلی است و من فکر می کنم تا حد زیادی از مشکلات را همه می دانند و اطلاع دارند چه مشکلاتی برای گرفتن مجوز ها وجود دارد. مشکلات مربوط به ثبت سایت و گرفتن نماد اعتماد یک بخش است و مجوزی که باید از اداره ارشاد و وزارت مربوطه بگیرید هم بخش دیگر...
ثبت در سایت ساماندهی مشکل دیگری است که ستاندن مجوزها اذیت کننده هستند.
همچنین از تغییرات نرخ ارز مثل کسب و کارهای دیگر ما هم تحت تاثیر قرار می گیریم، همین طور مشکلاتی که گهگاه در ارسال پستی محصولات به وجود می آید و دریافت هزینه ها و... که البته این ها قسمتی از ماهیت کارهای اینترنتی است.

*حتما مشکلاتی جهت راه اندازی استارتات و اساسا یک مسیری برای این تحقق این هدف وجود دارد، مسیر راه اندازی این کسب وکارها چیست؟ جوان ها چگونه می توانند ایده های خودرا پیاده کنند.
من پیشنهاد نمی کنم کسی وارد استارتاپ هنری شود پیش از اینکه سال ها تجربه هنری نداشته باشد، چونکه برای هر نوع استارتاپ هنری، شامل تولید محتوای هنری و فروش لوازم مورد نیاز و تولیدشان نیاز به تخصص است که طی یک سال و دو سال به دست نمی آید و نیاز به سال ها کار کردن و خطا کردن و تجربه کردن است.
شما به علاقه و پشتکار بسیار زیاد نیاز دارید که در استارتاپ هنری دوام بیاورید چونکه پول آنچنانی ندارد و بارها هم ممکنست شکست بخورید و اینکه شکست می خورید و باز ادامه می دهید تنها از علاقه زیاد می آید که این هم نتیجه سال ها ممارست و کار تخصصی است.
من پیشنهاد می کنم دوستانی که می خواهند استارتاپ راه اندازی کنند، برگردند به اینکه چه زمینه ای تا حالا فعالیت داشتند و در چه زمینه ای تخصص دارند، علم و آگاهی خودشان را بالا ببرند و سپس وارد دنیای استارتاپ شوند. هیچ استارتاپی به نظر من بدون پشتوانه علمی موفق نمی گردد، بسادگی راه اندازی یک فروشگاه در فضای حقیقی نیست، نیازمند این است که شما سال ها تجربه کسب کرده باشید، سال ها در حوزه تخصصی کارکرده باشید.
به نظر من هیچکس این روزها نمی تواند شب بخوابد و فردا بگوید من می خواهم استارتاپ راه بیاندازم آن هم در زمینه ای که هیچ چیزی از آن نمی دانم.
*کسب و کارهای اینترنتی معمولا شباهت های زیادی به هم دارند شما به جهت اینکه متفاوت باشید چه کار کردید؟!
چیزی که کوشیدیم انجام دهیم این است که ما فقط روی یک بخش به خصوص زوم نکنیم، یعنی تنها فروشگاه اینترنتی ساز یا محصولات آموزشی یا برگزار کننده جشنواره ها نباشیم، کوشیدیم همه ی این را داشته باشیم، اینکه از چندین دریچه وارد شده ایم موجب می شود کسی که در جشنواره ماهور ثبت نام می کند، سازهای تولید شده کارگاه یا فروشگاه ساز های خارجی که ما در حقیقت فروشنده شان هستیم را ببیند و پس از آن می تواند بسته های تولید شده آموزشی ما را ببیند همین طور بعد مقالاتی که ما در سطوح تخصصی داریم.
الان معمولا به این شکل است که یک سایت فقط یک شاخه دارد، مثلا می بینیم که یک بخش از کار خیلی برجسته تر است، مثلا محتوایی تولید شده است یا تنها مقالات آموزشی موسیقی است. همین طور یک سری از سایت ها هستند که خدمات هنری ارائه می کنند شامل اخبار یا جشنواره ها و یا حتی فروش بلیط رویدادهای هنری. ما کوشیدیم همه این ها را شامل شویم. اساسا این گستردگی حوزه های فعالیت، کار را سخت تر می کند.
*اجازه دهید کمی درباره هارمونیکا صحبت نماییم، یک ساز تخصصی که هر کسی سمتش نمی رود، شما چرا آمدید هارمونیکا را انتخاب کردید؟ و چه چیز این ساز شما را جذب کرد؟
من پیش از این که به سمت هارمونیکا تمایل پیدا کنم، از سال ۸۴ تا پنج سال گیتار می نواختم، بعد برخلاف کاری که همه می کنند و من دفعه ی اول انجام دادم، فکر کردم وقتی از صدای سازی لذت می برم باید همان را کار کنم. یک دفعه نشستم به این مسئله فکر کردم که چه سازی چه خاصیت های خاصی دارد که می تواند متفاوت باشد و خیلی هم توانایی داشته باشد و در عین حال دیده شود.

خب هارمونیکا را انتخاب کردم خیلی دلیلهای دارد، شاید چندین ساعت طول بکشد برای توضیح اینکه این ساز واقعا فواید پزشکی دارد آنهم فواید پزشکی ثابت شده. یک مقاله دراین زمینه ارائه کرده ام و همین طور فصل اول کتاب آموزشی من درباره ی این است که چرا ساز دهنی؟
توضیحات خیلی طولانی نیاز دارد اما خب فقط می خواهم بگویم که فقط انتخاب نشد که یک سازی باشد که بزنیم، یک سری خاصیت ها در نظر داشتیم که نتیجه اش شد زدن هارمونیکا. زمانی که ما شروع کردیم می شود گفت این ساز اصلا نبود و یا خیلی کمیاب بود، اصلا مراکز هنری شهر را می دیدید وجود نداشت. خیلی سختی بابت آموزش متحمل شدم.
این را حدودا می توان اظهار داشت که نخستین مقالات خارجی که ترجمه شد و نخستین عکسهایی که ما از سایت های خارجی برداشتیم و توضیحات و مطالبی که نوشتیم پایه ریز و اساس کتاب های امروزی شد. آن کتابی که من نوشتم دومین کتاب ساز دهنی فرمولیک ایران و حدودا می شود گفت تولید محتوا کردیم و طرح های اموزشی ساختیم.
فکر می کنم ساز دهنی به حق خودش نرسیده در صورتیکه ساز بسیار کاملی است، یک ساز ملودیک است و نسبت به سازهای دیگر که بسیار معروفترند توانایی های دیگری دارد و به خاطر این من این ساز را کار کردم.
*شما در ارتباط با سازتان کتابی هم نوشته اید، از این کتاب ها بگویید و اینکه در چه حوزه هایی کتاب ها را نوشتید؟!
من عاشق نوشتن هستم، کتاب شعر دارم، کتاب آموزش های فرا جانبی و بتازگی هم آموزش ساز «کالیمبا» را نوشته ام. من مرتبا در حال جزوه و یادداشت نوشتن هستم، حتی در زمینه های مختلفی که تازه ورود کرده ام، به صورتی می شود گفت مقاله نوشتن فلسفی و بررسی یک سری چیزها که آخرین یادداشت های من با عنوان چند جهت از رویای زندگی دارد منتشر می شود.
همیشه عاشق نوشتن بودم و بارها این کار را کردم و در زمینه ساز دهنی هم چند جلد کتاب دارم و درواقع یک کتاب هم هست با عنوان تمرین تا اجرای زنده که حاصل کارگاهی بود که تهران انجام شد.
*شما در طول فعالیت هنری تان، چند کنسرت برگزار کردید و حین برگزاری کنسرت مشکلاتی سر راهتان بود، از این مشکلات بگویید.
تعداد اجراهایم را دقیقا خاطر ندارم، البته اینکه می گویم اجرا و نمی گویم کنسرت به این علت است که کنسرت به صورت تخصصی حدودا شش یا هفت تایی بوده اما بعنوان اجرا، من یک دفعه سی و پنج شب اجرای زنده داشتم و در مناسبت های مختلف یا نشست های موسیقی در برازجان و جاهای مختلف و در برگزاری کنسرت ها حضور داشته ام.
بیشترین جایی که من اذیت شدم کنسرت هارمونیکا بود چون می دانم قرار بود لغو شود و بعد شایعه کردند که لغو است و بسیاری از کسانی که بلیط گرفته بودند و نگرفته بودند نیامدند به هر حال مشکلاتی پیش آمد و همه آن خاطرات بد را یادشان است.
*سبحان حیدری سه دوره داور جشنواره ملی ساز دهنی بود چه شد که شما برای داوری انتخاب شدید؟
جشنواره ملی ساز دهنی نخستین دوره اش فکر کنم سال ۹۵ بود، هارمونیکا مثل امروز گستردگی نداشت، آن زمان من باتوجه به مقالاتی که می نوشتم و همین طور جزوه هایی مثل ده قطعه اول کلاسیک در خطه دوم و بدلیل آن اجراهایی داشتم شاید انتخاب شدم.

من خاصیت خاصی نمی توانم برای کار خودم عنوان کنم، اما چیزی که از نوازنده های دیگر این ساز تمایز ایجاد می کرد و می کند، اجرای زنده و کنسرتهای تخصصی در مورد این ساز است، یعنی به صورت تخصصی یک کنسرت را برگزار کنید، یک ساعت ساز بزنید، طی آن یک ساعت همه ملودی های اصلی را همه را با ساز دهنی بزنید یا اغلب ساز دهنی بزنید و ساز های دیگر همراهی کننده باشند، این اتفاق می توانم بگویم در سطح ایران حالا یا نیافتاده است یا بسیار کم بوده که یک کنسرتی برگزار بشود که یک ساعت ساز دهنی بزنید آن هم کنسرت موسیقی بی کلام در یک شهر کوچک جنوبی که موسیقی در آن کاملا غریب است و به صورت تخصصی دنبال نمی گردد شجاعت خیلی زیادی می خواهد.
با تمام سختیش این کار انجام شد، برگزاری کنسرتی آن هم سال مثلا ۹۲ با عنوان یک کنسرت تخصصی ساز دهنی. من نمی گویم قطعه هایی که اجرا شدند خیلی تخصصی بودند و یا من خیلی خوب ساز زدم فقط این را می گویم که یک کنسرتی برگزار بشود بدون کلام، بدون آوا، فقط موسیقی ارائه بشود و موسیقی هم با یک سازی که خیلی ها نمی شناسند.
این تمایزی است که فکر می کنم از گذشته تا الان که هارمونیکا می نوازم درکارم داشتم و من با این ساز کنسرت تخصصی اجرا می کنم و مخاطبم را هم دارم یعنی در چند دوره برگزاری این کنسرت ها تا آخرین آن که آذرماه سال قبل بود، سالن هایمان همیشه پر شده و خدا را شکر می کنم.
*فکر می کنم شما مقام بین المللی هم در جشنواره سید آلمان دارید، کمی راجع به آن جشنواره توضیح دهید. چه شد که شما برای آن جشنواره کار فرستادید؟
داستان این جایزه برمی گردد به اوایلی که من ساز دهنی کار می کردم، یک جشنواره اینترنتی بود و از همه جای دنیا کار ارسال می شد و کاری را هم من ارسال کردم که خیلی کار ساده ای بود بدون استود، بدون افکت، داخل منزل و با گوشی ضبط شد و اتفاقا قطعه ساده ای بود که خوشبختانه مورد پسند قرا گرفت.
البته من چندان از آن مسئله یاد نکردم، چون فکر می کنم اتفاقاتی که بعدش افتاده است خیلی گسترده تر بوده تا برگزیده شدن در یک جشنواره اینترنتی.
*شما به هنرجویانی که به شما مراجعه می کنند هارمونیکا را پیشنهاد می کنید؟
کسانی برای آموزش ساز دهنی می آیند حتما من ترغیبشان می کنم، همین حالا هم کسی از من مشاوره بخواهد می گویم ساز دهنی را انتخاب کن. اگر قرار باشد ما یک مباحثه برگزار نماییم بین هارمونیکا و ساز های دیگر، من ملاک را خاصیت هایشان قرار می دهم تا برتری سازها نسبت به هم، خاصیت می تواند حوزه ی گسترده تری را شامل باشد.
برتری جمله جالبی نیست چون یک نفر دوست دارد همراه با سازش آواز بخواند، مثلاً با سازهای بادی یا این شکلی نمی تواند آواز بخواند در حقیقت من می گویم این خاصیت است که اهمیت دارد.
بله من ترغیب می کنم به یادگیری ساز دهنی، یکی از کارهای اصلی من انگیزه دادن به هنرجویی است که آمده تا یک سازی را یاد بگیرد. البته هنرجوهای دیگری بودند که می خواستند ساز دیگری کار کنند من می گویم پیشنهادم ساز دهنی است به این دلیلهای، و خب کار هم کردند و موفق هم شدند. نه فقط هنرجوها بلکه کسانی که سازهای دیگر کار می کردند. معمولا هنرجوهای من کسانی اند که قبلا ساز دیگری کار کردند و بعد آمده اند و ساز دهنی را آغاز نموده اند.
*از نظر شما نوازنده ی کامل به چه کسی می گویند؟
نوازنده کامل از نظر من هفت خاصیت دارد، آن چیزی که از نوازند بودن راجع به آن شنیده ایم این است که تکنیک اجرای قطعه داشته باشد و یک قطعه سخت را اجرا نماید ولی واقعیت این است که این نخستین خاصیت یک نوازنده است که بتواند اجرای خوبی داشته باشد کلی خاصیت دیگری باید داشته باشد که من یک جایی به آن می رسم و می گویم مهم تر از اجرای قطعه ی دشوار است یعنی وقتی می بینم یک نفر خیلی هم خوب ساز می زند به نظرم نوازنده کاملی نیست و دنبال می کنم ببینم می داند دارد چه کاری می کند یا نه و خب خاصیت های دیگه اش مفصل است از شناخت تاریخچه موسیقی و نظریه موسیقی تا اجرای زنده یعنی کسی که در خانه می نشیند و ساز می زند و خیلی هم خوب ساز می زند و کلیپ هایش را منتشر می کند می بینیم که خیلی خوب است اما اصلا اجرای زنده جلوی صد نفر دویست نفر را اجرا نمی کند که یک عده ای ببینند و ان استرس را تجربه نمی کند.
موسیقی بخش اصلی اش اجرای زنده است، اهمیت اجرای زنده عنوان فصلی است در کتاب تمرین تا اجرای زنده که می گوید چقدر مهم می باشد. ماهیت موسیقی در هنر اجرای زنده است و الان تبدیل گشته به هنری که ضبط می شود و بعد ما آنرا می شنویم.
به نظر من نوازنده کامل نخستین خاصیت اش تکنیک اجرا کردن یک قطعه دشوار است، بعد نظریه موسیقی و پس از آن اهمیت اجرای زنده و البته اخلاق حرفه ای. خاصیت دیگر خلاقیت است. اگر قرار باشد همه ما مثل هم و همان اثار قبلی را اجرا نماییم اتفاق خاصی در کار ما نمی افتد.

*آیا ما نوازنده کامل در استان یا در شهر خودمان داریم و شما کسی را می شناسید که چنین خاصیت هایی داشته باشد؟
نوازنده کامل به نظر من در سطح کشور هم سخت پیدا می شود، یعنی اینگونه است که هر کسی یک خاصیت خاص دارد، یکی را می بینیم که تکنیک نوازندگی اش بالاست ولی اصلا نمی داند که دارد چکار می کند مثلا قدرت ارائه ندارد یعنی هنرجوی خوب ندارد، به عبارتی نوازنده کامل باید بتواند قطعه را ارائه بدهد یعنی چیزی که بلد است را توضیح بدهد.
اگر قرار باشد که هر کسی ساز بزند و بعد کنار برود دیگر کسی از او چیزی یاد نمی گیرد، هنر و نوازندگی در این جا متوقف می شود.
اینکه ما در شهرستان داریم یا نه، به نظر من نوازنده هایی را داریم که خاصیت های خیلی خوبی دارند ولی نمی گردد گفت یک نوازنده کامل هستند، نوازنده کامل همانطور که گفتم باید اجرای زنده داشته باشد که دراین زمینه کم کار بوده ایم. شما گفتید شهرستان، من حتی می گویم در استان ضعیف بوده ایم.
البته هستند کسانی که خاصیت های خوبی دارند، مثلا قدرت انتخاب خوبی دارند و شاگردان بسیاری دارند و یا هنرمندانی مبینیم که علم خوبی دارند اما اصلا اجرای زنده ندارند، هیچ اثری تولید نمی کنند و سال ها همانطور مانده اند.
اینگونه است که من فکر می کنم نوازنده کامل که همه خاصیت ها را داشته باشد نه که نداریم، اما داشتن همه این خاصیت ها با هم کار سختی است.
*به عنوان کسی که سال هاست فعالیت هنری دارید و یک دوره هم در انجمن موسیقی حضور داشتید، چرا انجمن موسیقی در سالهای اخیر کم کار شده و ما فعالیت چندانی از گروه ها و نوازنده های مختلف نمی بینیم؟
اگر منظور فقط خود انجمن است دلیلش خیلی ساده است، نبود قدرت اجرائی، در انجمن ما هیچ ابزاری نداریم، هیچ قدرتی نداریم، چند وقت پیش سرپرستی انجمن در بوشهر به من پیشنهاد شد اما من این مساله را کنار گذاشتم و پیگیری اش نکردم، این که سرپرست انجمن موسیقی بشوم درحالیکه هیچ قدرت اجرائی نداریم و کاملا هیچ کاره ایم.
به این مدلول که نه می توانیم به مدرسین آموزشگاه ها و فرهنگسراها نظارت نماییم نه قدرت تدریس را بالا ببریم نه بودجه این را داریم که برنامه هایی مثل کارگاه های آموزشی را برگزار نماییم. وقتی نه می توانی اجراهای خوب برگزار کنی نه کارگاه برگزار کنی و موجب پیشرف بشوی نه نظارت بتوانی بکنی، مدرسین و کسانی برای اجرای کنسرت می آید مجوزش را از جای دیگری می گیرند و این جا در اداره شاید به شما اطلاع بدهند که به احتمال نود درصد اداره به شما اطلاع هم نمی دهد و کار خودش را انجام می دهد.
حالا ما حدودا یک سال است که انجمن موسیقی نداریم و انصراف داده شده و همه هم می دانند، اعلام هم شده و آن شخص مهر و همه چیز را تحویل داده و در انجمن هیچ اتفاق عجیب غریبی نیافتاده است. حدودا نیست، دیگر وقتی چیزی نیست بود و نبودش فرقی نمی کند و کسی هم برای به دست اوردنش تلاشی نمی کند.
یعنی من همین الان به شما پیشنهاد می کنم مسئول انجمن موسیقی بشوید ولی وقتی عملا هیچ قدرتی ندارید و هیچ کاری نمی توانید بکنید نه نظارت و نه برگزاری و نه اجرائی و برنامه ای، هیچکس راغب نیست که این جایگاه را در دست بگیرد فقط یک سری دردسرهای خاص دارد مثلا آنجا حضور داشته باشی و فلان جلسه باشی، فقط هستی، کاری نمی توانی بکنی، بودجه ای نداری، سهمی نداری و نظارتی نمیتوانی بکنی و در حقیقت هیچ ابزاری نیست.
*برنامه هایتان برای آینده چیست؟ در دوران کرونا همه چیز راکد شده، کنسرت ها و نشست های موسیقی، چه برنامه ای دارید برای آینده موسیقی؟
هر چقدر که در دوران کرونا برنامه های هنری مانند کلاس ها راکد شده است برنامه های اینترنتی رونق پیدا کرده اند. هر چقدر مردم برای خرید بیرون نرفتند از اینترنت خرید کردند، من برنامه ام این روزها در ارتباط با توسعه ی تولید محتوایی است که در سایت ماهور همچون کتاب و سی دی و... داریم.
برنامه آینده ام فقط گسترده کردن گروه هنری ماهور است، اخیرا داریم شاخه های هنری دیگری هم اضافه می نماییم، مثل هنرهای تجسمی که محصولاتمان مثل صنایع دستی را بفروشیم. به نظر من هر چقدر در زمینه مالی دستتان باز باشد می توانید کارهای بیشتری انجام دهید.
یعنی من وقتی می خواهم کنسرت برگزار کنم دغدغه ندارم، مثل جشنواره امسال که ما توانستیم جوایزی به پنج نفر از برگزیدگان تقدیم نماییم، خب اگر در حقیقت منتظر جاهای دیگر باشید مثلا انجمن ها، نمی توانیم این کار را انجام دهیم و کار خودمان را توسعه ببخشیم.

اگر من هر چقدر گروه هنریمان را گسترده تر کنم، آینده می توانم برنامه هنری بزرگتری برگزار کنم، سطح جشنواره و هزینه ها را بالاتر ببریم و کارهای بزرگ تری انجام دهیم.
یکی از برنامه ها گسترده تر کردن تیم هنریمان است، چون هر چقدر گسترده تر بشود روی کارهای هنری من هم تاثیر می گذارد و نه فقط من بلکه کل شهر وقتی تیم هنری ماهور قوی و درآمد زا باشد و بتواند خودش را تامین کند، می تواند برنامه هایی مثل جشنواره ماهور برگزار کند که در سطح شهر موثر باشد.
هر چقدر ما در ضمن سال ها منتظر ادارات و کمک دولتی ماندیم به نظر من کافی است، درست است که برخی حوزه ها شخصی می شود و مثلا جشنواره موسیقی همیشه اسم من به همراهش است، ولی باز به نظر من خیلی بهتر است تا اینکه بیاییم برای جوایز به اداره ای رو بیاندازیم و هم خودمان را درگیر نماییم و هم نتیجه خاصی نگیریم.
*آقای حیدری بعنوان حسن ختام مصاحبه مان، نهایت قله ای که برای خودتان تصور کردید در موسیقی کجاست؟ تا امروز به آن چیزی که می خواستید رسیده اید یا نه؟
قله چیزی ست که آدم به این زودی ها به آن نمی رسد. من بارها اشباع شدم، یک زمانی منتظر اجرای روی صحنه بودم بعد اجرا کردم، یک روز مدرس شدم، کم کم کتاب هایم را نوشتم، پس از آن به سطحی رسیدم که یک نفر فقط دوست دارد اجرا نماید.
در این بین داوری جشنواره کشوری تا دریاف تندیس مدرس برگزیده کشور هم بود، ولی خب اهداف تغییر می کند.
یک زمانی من اهدافم کاملا هنری بود یعنی موفقیت دراین زمینه های هنری، الان به این نتیجه رسیده ام که بازخوردی در زندگی شخصی من ندارد و نتیجه ای که می گیرم نه آنچنان دیده می شود نه تاثیری در زندگی شخصی ام دارد که شما را به آرامش بیشتری برساند. اهدافم تغییر کرده، زمانی من فقط اهداف هنری داشتم و داوری در جشنواره ها، الان هدفم روی موسیقی ماهور است روی تیم ماهور که بتواند خیلی بزرگ بشود، در حقیقت گسترده تر کردن بحث اقتصادی در هنر که همه دست اندرکاران در کنارش سود ببرند.
هدف های بزرگی که برای تیم هنری ماهور در نظر دارم درکنار چیزهایی که قبلا گفتم، توسعه کارگاه و دفتر فروشمان که بتوانیم موفق تر باشیم در این حوزه، و خب اساسا در زمینه های هنری هم حرف برای گفتن دارد و فقط جنبه ی مادی نیست، از موسیقی و ساز اشباع شده ام و به قله فکر نمی کنم.
گفت وگو از «محب حسنیان» و «حیدر کاشف» -ایسنا بوشهر



1399/10/22
15:14:55
0.0 / 5
48
تگهای خبر: آرامش , آموزش , آنلاین , پیشرفت
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
جمع 2 و 2 ؟